ازدواج موقت از نظر متفكران غربي
|
|
|
ما در اين جا براي كسانيكه متاسفانه ارزش واقعي هر چيز را تنها از ديدگاه دانشمندان غربي مي نگرند و تنها افكار آنان را ، ميزان صحيح براي تشخيص همه حقايق جهان مي دانند، نظريّات جمعي از دانشمندان بزرگ در اروپا و آمريكا را درباره ازدواج موقت نقل مي كنيم تا با مطالعه آن روشن شود كه چگونه متفكران مشهور جهان از يك سو به منظور حفظ اجتماع بويژه نسل جوان از آلوده شدن به ناپاكيهاي جنسي و انحطاط اخلاقي و از سوي ديگر براي جلوگيري از طغيان شهوت و اشباع غريزه جنسي (با در نظر گرفتن شرائط سنگين ازدواج دائم) راهي شبيه و مانند قانون متعه اسلام را ارائه مي كنند. به متن گفتار دانشمندان بزرگ جهان در اين باره توجه فرماييد:
«راسل» فيلسوف و دانشمند مشهور انگليسي در كتاب «اميدهاي نو در دنياي متغيّر» درباره طرح ازدواج موقت چنين مي نويسد:«در عصر حاضر سن ازدواج بدون اختيار به تأخير مي افتد.صد تا دويست سال قبل، تحصيلات دانشجو در هر رشته اي كه بود تا18 سالگي تمام مي شد و در اين سن از ازدواج برخوردار مي گرديد ولي يك دانشجو در عصر حاضر به زحمت مي تواند در سن28 سالگي ادعاي تخصّص در رشته اي را بنمايد.بعد از29 سالگي تازه بايد درصدد تهيه شغل براي امرار معاش خود برآيد و به زحمت در دهليز سن30 سالگي شايد بتواند ازدواج كند.
در نتيجه از سن بلوغ تا30 سالگي ـ در اين14 سال كه سنين بحران جواني و نموّ غريزه جنسي، رغبت سرشار به جنس مخالف و سختي مقاومت در برابر تمايلات غريزي است ـ فترتي حاصل مي گردد كه در اين فترت، جوانان به بهانه تحصيل علم و كسب دانش از بهترين لذايذ عمر محروم مي گردند.اين زيان را دانش آموزي عصر جديد به آنها وارد آورده و مي آورد در صورتي كه در سابق دانشجويان از اين زيان در امان بودند.
براي جبران اين ضرورت و رفع اين نقصان چه بايد كرد؟ يا بايد جوانان را از تحصيل محروم كنيم و به آنها بگوييم در آغاز عمر ازدواج نماييد كه اين امر، غير ممكن است.
يا بايد به آنها اجازه دهيم قواي غريزي خود را در مراكز فحشاء مصرف نمايند، كه اين امر هم مستلزم بروز امراض مقاربتي و شيوع سوزاك و سيفليس و شانگر و عقيمي جوانان خواهد بود و يا بايد در اوايل بلوغ، به جوانان اجازه ازدواج دائم دهيم.
اين هم با علم به اينكه جوانان، شغلي ندارند و بي پول هستند غير ممكن مي باشد. فقط در اين جا يك فرض ممكن است و آن فرض اين است كه قوانين مدني براي اين بخش حسّاس از عمر، يك نوع ازدواج موقّتي را براي دختران و پسران در نظر بگيرد كه هم داراي مشكلات ناراحت كننده ازدواج دائم و به دوش كشيدن بار زندگي نباشد و هم دختران و پسران جوان، در پرتو آن، از مفاسد گوناگون و روابط نامشروع جنسي محفوظ بمانند.»
دوستان عزيز ملاحظه مي فرماييد كه چگونه «برتراندراسل» كه از چهره هاي معروف علمي عصر ما بود، وجود يك نوع ازدواج موقت را در اجتماع براي نسل جوان لازم مي شمارد.
ازدواجي كه در آن هيچ گونه تحميلي از نظر بار زندگي بر مرد نباشد، و باز «راسل» معتقد است كه از اين ازدواج به منظور توليد اولاد استفاده نگردد تا از اين نظر هم هيچ گونه مشكلي براي زن و مرد پيش نيايد و به همين علّت اين ازدواج را به نام «شيلدلس مارياك» يعني ازدواج بدون اولاد مي نامند.
خوشبختانه نظريّه اين پرفسور انگليسي و شرايطي كه او براي ازدواج سهل و آسان پيشنهاد كرده تا حدود زيادي با قانون متعه در اسلام موافق است، زيرا شرايط اصلي متعه در اسلام تنها رضايت طرفين و اجراء صيغه عقد و تعيين مدت ازدواج و قرار دادن مهر براي زن مي باشد.ولي شرايط سنگين ديگر كه در ازدواجهاي دائم است در اين ازدواج وجود ندارد، نفقه و اداره هزينه زندگي در اين ازدواج بر عهده مرد نيست.تأمين مسكن و تهيه مكان هم در ازدواج موقت براي مرد لازم نيست، عزل يعني ريختن مني در خارج از رحم بدون رضايت زن و جلوگيري از بوجود آمدن فرزند در اين نوع ازدواج (بر خلاف دائم) جايز است.
به اين ترتيب مي توان گفت، آن شرايطي را كه«راسل» در ازدواج موقت پيشنهاد كرده، تا حدود زيادي با قانون متعه در اسلام منطبق است.
«ويلموانلن» استاد دانشگاه آمريكا و از نمايندگان اسبق پارلمان كه مطالعاتي هم در روانكاوي و امور جنسي و مسائل اجتماعي دارد.
طرح ازدواج بصورت پيشنهاد بدين شرح به پارلمان آمريكا داده است: «تجربه و قوانين ملي و رواني ثابت كرده است كه مردان و زنان پس از مدتي كه از عمر زناشويي آنها طي مي شود، ديگر براي يكديگر تازگي و لذت جنسي و نشاط آوري ندارند، از اين رو ممكن است به انحرافات جنسي متمايل شوند.چنانكه آمارها نشان مي دهد كه تا3/65 درصد مردان زن دار با زنان ديگر آميزش و ارتباط برقرار كرده اند و همچنين زنان.
براي خاتمه دادن به اين انحراف و از طرفي سبك كردن بارهاي زناشويي، دولت بايد زناشويي موقّتي را نيز كه طرفين تحت شرايطي به ميل يكديگر انتخاب و تا هر مدت كه مايل بودند آن را امضاء كنند، به مرحله اجراء بگذارد.»
«لپندسي» كه سالياني دراز رئيس محكمه رسيدگي به جرائم جوانان در آمريكا و از حقوقدان آن كشور است.نوع جديدي از زناشويي را پيشنهاد كرد.او ابتدا به اين حقيقت اشاره مي كند كه آن چه كه مانع زناشويي جوانان مي گردد بي پولي است.سپس مي گويد كه جوانان بايد امكان اقدام به نوع ديگري از زناشويي را داشته باشند كه سه خصيصه متمايز، آن را از زناشويي معمولي ممتاز مي كند:
اولاً: اينكه در بدو امر، قصد بچه دار شدن در بين نباشد.
ثانياً: مادام كه بچه اي به دنيا نيامده و زن باردار نيست، زن و شوهر بتوانند با توافق هم به سهولت متاركه كنند.
ثالثاً: در صورت جدايي، نفقه اي به زن تعلق نگيرد.
اين نظريّه كه«راسل» آن را نقل مي كند، سخت مورد تأييد قرار گرفته و مي نويسد: لپندسي به حق فكر مي كند كه چنانچه اين شكل زناشويي صورت قانوني پيدا كند.كثيري از جوانان مسلّماً دانشجويان دانشگاه ها زندگي مشترك و نسبتاً استواري را كه عاري از اين روابط جنسي رقّت بار باشد، آغاز مي كنند.
دوستان عزيز، با توجه به نظراتي كه ما از سه نفر از شخصيتهاي علمي و حقوقي اروپا و آمريكا نقل كرديم به خوبي روشن مي شود كه چگونه جهان ما، آرام آرام ارزش واقعي و ضرورت ازدواجي به نام متعه يا ازدواج موقت را احساس كرده و به مجامع حقوقي غرب پذيرش آن را به صورت يك قانون توصيه مي كند. |