|
خداوند حكيم اميال و غرايز گوناگوني را در وجود انسان قرار داده است تا بشر به وسيله آنها حيات مادي و معنوي خود را تكامل بخشد. اما آنچه در اين ميان مهم است اين كه بايد ميان اميال تعادل برقرار شود تا طغيان يك يا چند ميل و غريزه عرصه را بر تمايلات فطري ديگر تنگ نكند ، در غير اين صورت، انسان از رشد و شكوفائي همه جانبه و هماهنگ باز مي ماند و به كمال و سعادت نمي رسد.
و به تعبير علماي اخلاق، دين مقدس اسلام تعديل غرائز را از بشر خواسته است نه تعطيل غرائز را، و از عوامل اساسي كنترل غرائز، پيوند زناشويي و تشكيل خانواده است. ازدواج به زندگي معني مي دهد. جوان مجردي كه به خواستگاري دختري مي رود گفته مي شود: آيا مرد زندگي هستي؟ اين پرسش يعني آيا روحيه مسئوليت پذيري داري؟ و اينجاست كه بايد گفت: «ازدواج ، تنها در آمدن از « تنهايي » نيست. بلكه رسيدن به «همدلي» ، «همراهي» و «هم روحي» است ، كه مهمتر است.»
ازدواج در حيات براي انسان امري طبيعي و ضروري است و اولين ساختمان اجتماع بشري مي باشد كه به واسطه آن اجتماع، انسان رشد مي كند و به كمال مي رسد و آن چه در درون او نهاده شده بروز مي كند و اسلام براي آن بسيار اهميت قائل شده است.
پيامبر اكرم(ص) در مورد آن فرموده است: خدا خانه اي را كه در اسلام به ازدواج بنا شده باشد دوست دارد و در اسلام بنايي برپا نشده است كه نزد خدا محبوب تر و عزيزتر باشد از ازدواج و خدا دوست ندارد خانه اي را كه به طلاق و جدايي از هم، خراب شده باشد و باز پيامبر اكرم(ص) مي فرمايد: نكاح و ازدواج سنت من است و هر كس از آن روگردان شود از من نخواهد بود. (يعني مسلمان نيست)
و در جايي ديگر مي فرمايد: هر كسي دوست دارد بر فطرت من باشد، بايد به سنت من عمل كند و از سنت من است ازدواج كردن .
و در جايي ديگر مي فرمايد: هر كسي دوست دارد خدا را با طهارت ملاقات كند پس بايد ازدواج كند .
و مي فرمايد: خوبان امت من كساني هستند كه داراي خانواده و اهل باشند و اشرار امت من كساني هستند كه ازدواج نكرده و داراي خانه و خانواده نيستند .
و فرمودند: ازدواج كن و الّا از برادران شيطان شمرده مي شوي .
و مي فرمايند: خواب انسان ازدواج كرده نزد خدا بهتر است از روزه و نماز كسي كه ازدواج نكرده است. مي فرمايند: ازدواج كنيد و فرزند بياوريد كه من در روز قيامت به كثرت شما مسلمان ها مباهات مي كنم حتي به افتادن جنين. بدون ترديد ازدواج بزرگترين و مهمترين حادثه زندگي هر انساني است، كه موفقيت يا شكست در آن، براي هر يك از زوجين سرنوشت ساز خواهد بود. بنابراين، بر هر دختر و پسري لازم است كه قبل از ازدواج در مورد انتخاب همسر اطلاعات كافي را كسب كنند، سپس اقدام نمايند. اما متأسفانه اكثر پسران و دختران، بدون تجربه و كسب اطلاعات لازم، به چنين امر بسيار مهم و سرنوشت سازي اقدام مي نمايند. در حاليكه نه از شرايط وصفات نيك يك همسر خوب آگاهي دارند و نه راه كشف آن را مي دانند. نه ازنقاط ضعف وصفات بد همسر خبر دارند نه راه كشف و اجتناب از آنها را مي دانند. چه بسا صفتي را از شرايط بسيار مهم و ضروري مي پندارند و براي نيل به آن جديت مي نمايند، در صورتيكه آن صفت اصلاً از مزاياي ضروري يك همسرنيست، يا اهميت چنداني ندارد و چه بسا امر بسيار مهمي كه بايد جزء شرايط قرار گيرد در اثر غفلت، آن را از شرايط و مزايا محسوب نمي دارند. هنگامي خبردار مي شوند كه كار از كار گذشته و چاره اي ندارند و در اثر آن، اختلافات و كشمكشها و ناسازگاريها و بهانه جوييها شروع مي شود، و بالاخره يا به طلاق منجر خواهد شد يا ناچارند دندان بر جگر بگذارند و تا آخر عمر با تلخي و رنج و اندوه به زندگي ادامه دهند. در صورتي كه اگر آگاهانه عمل ميكردند كمتر با شكست و تلخكامي مواجه مي شدند.بعلاوه بسياري از اختلافات خانوادگي و حتي طلاقها از حوادث مراسم نامزدي و تعيين مهر و عقد وعروسي و رفتار پسر و دختر، در دوران قبل از عروسي نشأت مي گيرد، و چه بسا كدورتهايي در اين زمان بوجود مي آيد كه آثار سوء آنها تا پايان عمر باقي خواهد ماند و چه بسا كه به طلاق و جدايي منجر خواهد شد، در صورتي كه اگر دختر و پسر از اطلاعات لازم برخوردار بودند به چنين سرنوشتي گرفتار نمي شدند. كانون مقدس خانواده ، ارزشمندترين جامعه بشري است، كه اساس اجتماع را تشكيل مي دهد، و «تناسب مستقيم» با توده هاي مردم آن اجتماع دارد، زيرا: هر چه اعضاي خانواده از نظر تربيتي رشد و آگاهي كسب نموده، و گام هاي مثبت و سودمند بسوي صلاحيّت و شايستگي خويش بردارند، به همان مقياس ، جوامع بزرگ كشوري و جهاني اصلاح گرديده ، و روح تعاون و انسانيّت ، سوز و خدمتگزاري ، پيشرفت و تمدّن ، هماهنگي و وحدت...به چشم خواهد خورد ، و بالعكس ، اگر در دنياي كنوني افراد مزاحم و خونخوار ، عيّاش و منحرف ، جاسوس و تفرقه انداز ، عقب مانده و بدفرهنگ ، عقده اي و انتقامجو... امنيّت انسان ها را به خطر انداخته ، و كشورهاي ضعيف و ناتوان را به بهانه هاي واهي مورد تهاجم وحشيانه قرار مي دهند ، و مقدّسترين انسان ها را در حال عبادت و مراسم عبادي به خاك و خون مي كشند، و صدها جنايت ديگر را بدون كوچكترين تاثّر مرتكب مي شوند! سرچشمه اصلي آن، برخي خانواده ها است!! اگر در اصول تربيتي « وراثت » ، « محيط » و « مربّي » را عوامل اصلي در تربيت مي دانند، بدون ترديد همه آن عوامل در كانون خانواده متمركز است، زيرا: فرزندان علاوه بر مسأله « وراثت » كه مستقيماً تحت تأثير افكار و شمائل خصوصي والدين خود قرار مي گيرند، از نظر محيطي و تربيتي نيز، خانه و محيط خانواده نخستين مكان تربيتي، و پدر و مادر اوّلين مربيان كودك به شمار مي آيند... بنابراين هر انساني بايد تمام نيروي خويش را به كار گيرد تا خانواده سالم و شايسته داشته باشد، و بداند با كدامين فرد تشكيل خانواده دهد، و او را به همسري كسي كه شريك رازها ، مال ها بوده و حافظ ناموس وي خواهد گرديد برگزيند؟
آري چگونگي انتخاب همسر، و نحوه رفتار بعدي با وي، و هم آهنگي و همفكري با او، زمينه ساز سلامت فكري اعضاي خانواده و فرزندان است، و كوچكترين غفلت، و بي توجّهي در اين باره ضررهاي غيرقابل تحمّل به بار مي آورد و لذا هر شخصي وظيفه دارد پيش از انتخاب همسر با خداي خويش راز و نيازي داشته باشد، و از وي بخواهد كه همسري سالم و آگاه و همفكر نصيب او نمايد، و سپس در رفتار و گفتار و تغذيه، و انتخاب ايّام و ساعات انعقاد نطفه و حالات روحي و جسمي خويش و بانويش كاملاً مطابق موازين شرعي و علمي حركت نمايد، تا نه تنها از فرزندان نامطلوب ، ناقص الخلقه ، احمق و كودن و بي هوش ، فاسد و زيانبار... مصون بماند ، بلكه به آمال و آرزوهاي شيرين و ارجمند خانوادگي نائل آيد...
به نقل از سایت فرهنگی ازدواج |