زمان ازدواج دائم
|
طبيعت و آفرينش ويژه انسان، سن ازدواج را تعيين كرده و آن،سن بلوغ است. چون پسر در سن شانزده سالگي و دختر در سن ده سالگي به سن بلوغ مي رسد،شرعاً مي توانند ازدواج كنند.
ليكن بهتر است ازدواج را تا سنين 20 تا 22 سالگي در پسر و 17 تا 18 سالگي در دختر به تأخير بيندازند. زيرا پسر و دختر در اوائل بلوغ از رشد و تعقل كافي برخوردار نيستند و براي انجام مسؤوليتهاي خانوادگي آمادگي ندارند و ازدواج در اين سنين ممكن است مشكلاتي را به همراه داشته باشد. به علاوه، در دو يا سه سالگي اول بلوغ غريزه جنسي كاملاً بيدار نشده و چندان فشاري بر نوجوان وارد نمي سازد و تحمل آن، چندان برايش دشوار نخواهد بود.
بنابراين مي توان گفت: مناسب ترين سنين براي ازدواج در پسران20 تا 22 سالگي و براي دختران 17 تا 18 سالگي مي باشد. ليكن تاخير ازدواج از سنين مذكور صلاح نيست و ممكن است عوارض سوء جسماني يا رواني يا اجتماعي را به همراه داشته باشد، در اين سنين غريزه جنسي كاملاً بيدار شده، با تمام قدرت تحريك مي شود و جوان را تحت فشار قرار مي دهد.و جز ارضاء مشروع چاره اي نيست. نياز جنسي مانند نياز به آب وغذاست.
مگر به يك انسان گرسنه يا تشنه مي توان گفت: از خوردن آب و غذا خودداري كن؟ مگر كار ديگري،حتي ورزش و تفريح و بازي مي تواند انسان گرسنه و تشنه را از فكر غذا و آب منصرف سازد؟ نياز جنسي هم مانند گرسنگي و تشنگي، بلكه به مراتب شديدتر و نيرومندتر از آنها مي باشد. و اگر از طريق مشروع ارضاء نشد ممكن است جوان را به سوي انحراف و گناه بكشد و مهار كردن آن بسيار دشوار است. از عواقب سوء دنيوي و اخروي انحراف جنسي نبايد غفلت كرد. بر فرض اينكه جوان توانست با نيروي ايمان و عفت و حياء، غريزه جنسي را مهار كند و دامن خود را به گناه آلوده نسازد، اما با عواقب سوء رواني و جسماني آن بايد چه كرد؟ بنابراين،در سنين معين جز ازدواج چاره اي نيست، و بايد هر چه زودتر ازدواج كرد.
البته تذكر اين نكته را لازم مي دانيم كه آنچه در رابطه با سنين ازدواج گفته شد يك حكم كلي و نسبي است. واقع مطلب اينست كه زمان بلوغ و بيدارشدن كامل نيروي جنسي در افراد يكسان نيست، بلكه افراد در اين جهت متفاوت هستند. اين تفاوتها مي تواند معلول ويژگيهاي جسمي يا آب وهواي منطقه زندگي،يا كيفيت شركت بانوان در اجتماع، يا رفتار پدر و مادر و مقدار تحفظ آنها در امور جنسي باشد. بنابراين مناسب ترين زمان ازدواج هنگامي است كه غريزه جنسي در پسر و دختر بيدار مي شود و آنان را تحت فشار قرار مي دهد. پسر و دختر در چنين زماني بايد خجالت را كنار بگذارند و خواسته و فشار دروني خود را با پدر و مادر در ميان بگذارند و تقاضاي ازدواج كنند. پدر و مادر نيز وظيفه دارند به ياري فرزندشان بشتابند و به وسيله ازدواج جوانان خود را از عوارض سوء انحرافات جنسي مصون سازند.
پيوند مقدّس ازدواج آن چنان مورد توجّه اسلام قرار گرفته،كه هيچ موضوعي در جامعه بشري و مسائل اجتماعي به اندازه آن مورد سفارش قرار نگرفته،و اين خود يكي از دلائل ارزشي اين امر مهم است. قرآن مجيد كلّيه انسان ها را مخاطب قرار داده،و آنان را براي تزويج افراد مجرّد بسيج مي نمايد و مي گويد: زنان و مردان بي همسر را همسر دهيد،و حتّي بردگان و كنيزان را نيز در اين مسأله حياتي و انسان ساز فراموش نكنيد،زيرا آنان نيز انسانند،و در امر غريزه جنسي و رفع نياز دچار مشكل مي گردند،و تمام آحاد مردم در رفع اين نياز همگاني، مسؤولند.
و رسول خدا (ص) اولياي فرزندان و سرپرست خانواده ها را مورد توجّه قرار داده و هشدار مي دهد كه مشكلات جنسي فرزندشان را درك كنند، و دوران بحران اين غريزه را در خود فراموش ننمايند، وبه ياد آورند كه آنان در مراحل طغيان اين نيروي قدرتمند با چه مشكلاتي روبرو مي شدند؟!و چه سان در اطفاي آن دچار اضطراب و يا خداي ناكرده گرفتار انحراف و تخلّفات اخلاقي مي گشتند؟ و لذا مي فرمايند:
«اگر فرزندان به دوران سنين ازدواج برسند،و سرپرست خانواده تمكّن تزويج آنان را داشته باشد،و ليكن سهل انگاري نمايد،چنانچه آنان مرتكب گناهاني گردند،او نيز شريك جرم است!!
آري آئين مبين اسلام تأكيد مي كند فرزندان خويش را در نخستين فرصت مناسب متأهل نموده،و آنان را از كشيده شدن به فساد و فحشا و اضطراب و افسردگي جلوگيري نمائيد.
حضرت امام صادق عليه السّلام مي فرمايند! از جمله سعادت مرد اين است كه دخترش قبل از ديدن خون حيض به خانه بخت منتقل گرديده،و زندگي لذت بخش همسري را آغاز كند.
و در يك حديث نسبتاً مفصّل از رسول خدا آمده است: اي مردم! امروز جبرئيل امين نابهنگام بر من نازل گرديده،و از سوي پروردگارم دستور داد:بدانيد كه دوشيزگان و جوانان همچون ميوه هاي معطّر و لذّتبخش درختان مي باشند،و بايد به هنگام رسيدن، آنها را چيده و استفاده نمود، وگرنه آنها در برابر آفتاب گرم و بادهاي تند دوامي نداشته و بر روي زمين مي افتند،و در اثر گذشت زمان فاسد و قابل استفاده نمي باشند.
هان اي مردم!دختران خويش را بهنگام رسيدن به بلوغ شوهر دهيد،و بدانيد كه آنان جز شوهر كردن چاره اي ندارند،و الاّ از فساد و انحراف ايمن نخواهند ماند،زيرا آنان نيز بشرند و غريزه جنسي دارند.
نتيجه گيري: تمام پسران و دختران وظيفه دارند كه در نخستين مراحل بلوغ جنسي و رشد عقلي خود را از رنج «عزوبت» نجات داده،و زندگي بهشتي و لذّت بخش ملكوتي و تشكيل خانواده را شروع نمايند،و از اين طريق بار مسئوليّت بيشتري را به دوش گرفته،و تلاش و فعّاليّت خود را گسترش دهند،و بدانند كه دنياي تجرّد و تنهائي در اين دوران حسّاس بسيار تلخ و نامطلوب است.
و همچنين پدران و مادران آنان از نخستين دوران تولّد فرزندانشان به فكر همين ايّام آنان باشند، و بدانند كه عزيزان و جوانانشان وقتي كه به سنّ بلوغ رسيدند بايد ازدواج كنند،و زندگي و خانواده جداگانه اي را تشكيل دهند،و محيط و فرهنگ ديگري را برگزينند،و مسئوليّتي را كه از كوهها سنگين تر است بر دوش گيرند!و آيا جوانان در مراحل ازدواج به اين رشد عقلي و اجتماعي و مذهبي رسيده اند يا نه؟! و اگر نرسيده اند امكان رسيدن در سنين بالاتر برايشان مقدور است يا خير؟و آيا والدين در قصور آنان مقصر نيستند؟!.
چقدر جوانان زيادي داريم كه در سنين نسبتاً بالاتري به سر مي برند،و سنّ تقويمي آنان از دوران «بلوغ» سال هاي گذشته است ولي هنوز به رشد عقلي واقعي نرسيده اند؟!!
و بسا دختران و پسراني كه در خانه ازدواج و همسري به سر مي برند،ولي بوئي از فرهنگ تشكيل خانواده و رسومات زوجيّت و معاشرت اجتماعي و برخورد با فاميل ها و خانواده همسر را نبرده اند؟!!
خلاصه:تشكيل خانواده و ازدواج،در اوّلين دوران بلوغ مطلوب است به شرط اين كه رشد عقلي و فرهنگي لازم در اين مورد را كسب كرده باشند،و گرنه باعث ندامت و پشيماني خواهد بود. |
به نقل از سایت فرهنگی ازدواج