علامه طباطبايي قدس سره در پاسخ اين سئوال مي فرمايد:
«اين كه گفته شده، اين عمل آن را به صورت چيزي در مي آورد كه به راحتي مرد مي افزايد، زورگويي است؛ زيرا زن اين عمل را به اختيار مي پذيرد نه به اجبار و مقاصدي كه در اين عمل براي مرد مي توان فرض كرد.در جانب زن نيز مي توان فرض كرد،اگر ساير بهره برداري هاي زندگي است در هر دو طرف وجود دارد.
بنابراين، دليلي ندارد كه يكي از دو طرف را بازيچه ي ديگري بشماريد»
اگر به گمان سؤال كننده،اشكال در اين است كه چرا در ازدواج موقت،زن خود را براي بهره ي جنسي در اختيار مرد قرار مي دهدطبعاً اين اِشكال بر ازدواج دائم نيز مترتّب مي شود.پس در اين صورت ما بايد اصل ازدواج را از رسميت ساقط كنيم و از اين به بعد محدوديت هايي وضع كنيم كه به موجب آن هيچ زن و مردي تحت عنوان ازدواج يا غير آن مجاز به بهره گيري جنسي از يكديگر نباشند.زن در ازدواج موقت،علاوه بر اين كه لذّت جنسي مي برد،مي تواند با درك نياز و تشخيص خود،آن چه اراده كند از مرد به عنوان مهر خويش طلب نمايد و نيز بر خلاف ازدواج دائم مي تواند هر گونه شرطي كه شوهر را محدود مي كند وضع نمايد،مثلاً شرط كند كه عمل جنسي در زمان يا مكان و به وضعيتي كه او معين مي كند انجام گيرد و شوهر حق عدول از شرايط او را ندارد؛ولي در ازدواج دائم زن بايد در تمام ساعاتي كه مرد لازم بداند براي هر گونه بهره ي جنسي خود را در اختيار شوهر قرار دهد.